خرید بک لینک

تو را دیدم که دنیایت نخی هست

تمام پیکرت اندر کفی هست

چو نابینی تن زیبای او را

بگویی روز من همچون شبی هست

به عشق بازی شماها شهره هستید

چو با هر بوسه ات او را تبی هست

تبی سوزان چو آتش در جهنم

همه دودش غمی بر عالمی هست

به ظاهر جان دهد سوزد به پایت

ولی گیرد دو دنیایت همی هست

چو گیری سی ز ماه گارش ز روزگار

پذیری این سخن یار بدی هست

بکن ترک نام و ننگش اندر این دون

از آن بدتر حقارت در دنی هست

زنم بوسه لب یار شفیقم

که او سالار حوران و پری هست

منم احمد کنم حمدت خدایم

که این حمد و ثنا عشقی غنی هست

♥ چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ 8:52 بـ ه دستانــ احمد ♥

برچسب: نویسنده: ابوالفضل اسدی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:02

صفحه بندی